تبليغاتX
دلشدگان
وبلاگ
رفیق خوبم ،رفیق عزیز رفیق نصرتی دعوت بلاگی من را قبول کردند و مطلب زیبایی نوشته است. از شما می خواهم حتما ان را به خوانید. در ضمن رفیق مدرک کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دارد و هم اکنون ساکن تهران است.

http://rafighnosrati.blogfa.com/post-23.aspx    یادداشتهای روزانه

+ نوشته شده در  87/09/27ساعت 12  توسط هيوا فولادي | 
خیلی ممنونم از دو دوست عزیزم که بنده نوازی فرموده و من را به وبلاگ بازی خود دعوت نموده اند.وبلاگ  های  سوتی در سیتی و پشت پرچین هراس .

مازیار و ازاد عزیزنمیدانم این همزمانی در انتخاب بنده را به چه فالی بگیرم.نمیدانم این روزها بشریتم تهش نم کشیده یا این که خیلی بشر شدم ویا قضیه همین چندرقاز حقوقی است که سر برج ها می گیرم. به هرحال...

اما حقوق بشر. این توپی که زیاد این روزها در زمین ما ایرانی ها می اندازند.وما هم که خدا وکیلی در پاره کردن توپ و بازپرتابش به زمین حریف همراه با چند تا فحش اب دار به صاحبش استادیم.در نسبی بودن هم حقوق و هم بشر از دیدگاه ها ودر فرهنگ های مختلف شکی نیست .همین است که جدیدا تمام مردم دنیا و قتی سعی دارند سنندجی با هم دعوا کنند همدیگر را به نقض حقوق بشر متهم می کنند.

 حقوق بشر از دو کلمه ی حقوق و بشر تشکیل شده است .بشر انواع واقسام مختلف دارد که همگی از ان اگاهید برای اگاهی بیشتر می توانید به وزیر امور خارجه جدیدامریکا نگاه کنید و سپس به تمام هیات دولت خودتان.

و حالا حقوق که ریشه ی ان حق است. یک اصطلاح قدیمی در میان ایرانی ها شایع است که حق گرفتنی است نه دادنی.اما جدیدا شیوه های دیگری در امور حق وحقوق بشر ها در ایران رایج شده است که به بررسی چند نوع از انها می پردازیم:

1_ حق خوردنی : یکی ازشایع ترین انوع حق است که به شدت رایج است و خوردن ان برای طول عمر و دوام وبقای حکومت سود فراوان دارد.

2_حق بردنی :این نوع حق معمولا بدون سرو صدا اجرا می شود.مثلا حق شما از داشتن کارخانه را می برند و در بورکینافاسو احقاق می کنند.

3_حق دیدنی : این نوع از حق برای مغز و اعصاب ضرر دارد .مثلا حق داشتن امکانات بهداشتی با کادر درمانی انچنانی را فقط می توانید در سریال پرستاران ببینید.

4_حق زدنی:مخاطب این نوع حق معمولا افرادی هستند که متوجه حقوق بشر خود نیستند و باید انهارا به زور تفهیم کرد.مثل دانشجویان در کوی .

5_حق پریدنی: جوانان مخاطبان اصلی این قضیه هستند انها چون هیج حقی در خصوص شغل و درامد و ماشین و تفریح ندارند و چون از طرف دیگر همیشه زیبا ترین دختر شهر را حق خویش می دانند معمولا حق شان با مغزشان می پرد.

6_حق مسلم :حق هسته ای نامرئی مردم ایران که تمام دنیا می گویند حق مان نیست ولی ما میگوییم حق مان است یا انها بشر نیستند یا ما.

7_حق کردنی :ببخشید از تشریح ان معذورم وشما هم حق شنیدن ان را ندارید.

(با تشکر از همه ی شما بنده هم اقای رفیق نصرتی را به  این بازی دعوت میکنم . از ایشان خواهشمندم اگر امکان دارد در خصوص رعایت حقوق بشر در میان خود مردم ایران ونه دولت ان با مطلبشان در بازی ما شرکت کنند)

+ نوشته شده در  87/09/25ساعت 19  توسط هيوا فولادي | 
 

 

هم اکنون ساعت 22:30  روز شنبه بیست و سوم اذر ماه 87 سقز   شهرک دانشگاه

بدینوسیله به اگاهی عموم همشهریان عزیز می رساند که به میمنت و مبارکی  وبه  علت مصرف گاز در سطح شهر برق رفت.

شب شمعون مارا خراب نکنید و نگویید که گودرز به شقایق چه ربطی دارد .ربط دارد. ربط دارد اینجا همه چیز به همه چیز ربط دارد و در عین حال خوشبختانه هیچ چیز به ما ربطی ندارد و فقط یک چیز به ما ربط دارد و ان اینکه باید صبح طلوعان تا شام سگ مرگی،با تمام وجود مبارک نا میمون مان پای این جعبه ی جادوکن اربابان سحر و نصیحت بنشینیم و لام تا لام حرف نزنیم و گوش کنیم و گوش کنیم و..... گوش کن  :

برادر  به جهنم که تنها 2 تا اتاق داری و بچه ی تو باید در اتاق جدا بخوابد تا صحنه های بد را نبیند حتی به جهنم که کودکت مریض است .دلاور گام بردار و همه ی گاز ها را خاموش کن تا مای حضرات سردمان نشود وهمه ی کسانی که می پرسند چرا مشکل گاز رسانی هی حل نمی شود بروند به جهنم .ما تا بیخ ریش مان به فکر شما هستیم انشااله در جهنم گرمتان می شود.

تو ای خواهر گرامی تر از برادر،برخیز و تمام لامپ ها را خاموش کن به درک که سگ دو زدن شوهرت کفاف زندگی پر خرجت را نمی دهد چرخ خیاطی تو بر سرت .اینجا کسی به نور نیاز دارد وبه لامپی که زیر نور ان بتواند برایت طرح تحول اقتصادی بکند و انگاه در رفاه و اسایش پای چرخت جانت را به هر که خواستی تسلیم میکنی و شوهرت برای مهریه ی تو تا خدا سال در زندان می خوابد و خورد و به جان صاحب نور دعا می کند.

و تو ای جوان رعنا که سال دیگر یک بار دیگر شعور سیاسی و وظیفه ی دینی خود را هنگامی که باید به ما رای بدهی به نمایش می گذاری بدان و اگاه باش اب برای تو ضرر دارد حمام و استخر و سونا و اب بازی های دیگر حرام اندر حرام است تو که می دانی اب که نباشد برق هم نیست و برق اگر نباشد گاز هم نیست و گاز هم اگر نباشد دیگر برق نیست و برق اگر.....                    درویشی پیشه کن و با موهای ژولیده ات همچون عمویت محمود برای خودت دنیای از سعادت و خدمت و خوشبختی مهیا کن و اورا سرمشق کله ات قرار بده که هم اوست که برایت به وسیله ی انرژی هسته ایش از ابر اب و از اب گاز و از گاز کار و از کار زن و از زن بهشت را برایت به ارمغان می اورد.

و تو ای پیر فرزانه ....

بینندگان عزیز با عرض پوزش برق مان امد تا اب مان نرفته است برویم به امورات جاری شبانه ی مان برسیم تا حداقل کاری نیکو کرده باشیم عنقریب است که نصیحت شویم در مصرف بعضی از چیز هایمان هم صرفه جویی کنیم . باقی برای قیامت . تا بعد

سقز  شهرک دانشگاه ساعت ۱۱
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 23  توسط هيوا فولادي | 
با توجه به نزدیکی ایام انتخابات دور دهم از مرحله ی بعدی جام ریاست جمهوری ایران برای اشنایی هرچه بیشتر شما عزیزان تماشاچی در خصوص مشخصات کاندیداهای احتمالی ،نظری اجمالی داریم به باید ها و نباید های کاندیدای مورد علاقه ی دوتا از احزاب مهم کشور برای شرکت در این رالی نفس گیر و خسته کننده .امیدوارم باحضور پر شورواگاهانه ی خود در دور چمن ،نشان دهید که هم چون گذشته مشتاق شنیدن اواز خوش خرامان های قهرمان داخل چمن هستید وبا تشویق افراد مورد علاقه ی خود از بکار بردن اشیا و وسایل اشپزخانه و لوازم یدکی کامیون بر علیه رقبا اجتناب ورزیده و انها را با خود به خانه برده تا انشااله روزی به کار اید.

مشخصات  کاندید اصلاح طلبان:

1باید اراسته، پیراسته،انکاردشده باشد.

2 باید لباسهایش و کلا همه چیزش با همه چیز دیگر ست باشد.

3 باید ترجیحا اهل گل و بلبل و تساهل و چشم پوشی و بی خیالی و مدارا باشد.

4گل یاس دوست داشته باشد.

5 انشا های خوبی بلد باشد درمورد گفت وگو بنویسد.

6 باید تکل کردن بلد باشد تابه دوستانش که می خواهند از او عبور کنند حال بدهد.

7 باید مزه ی تلخ شراب را در مسافرت های خارجی تجربه و دست چروکیده ی بانوان پیر را تحمل کند.

8ناز کردن و عشوه امدن را بلد باشد.

9 باید بلد باشد در مواقع لازم و بحرانی سکوت پیشه کند.

10 سابقه ی حداقل 2 دوره ریاست جمهوری داشته باشد.

11 خودش و خیلی از رفقایش باید سابقه ی 8 سال تدارکات چی گری پیشرفته داشته باشند.

12 نباید زیاد در امورات جاری کشور دخالت کند

13 با تمام قوای کشور همکاری کند و هرچه انها کردند چشم پوشی کند.

14 باید حداقل8800 نفر روزنامه نگار و روشنفکر و فعال مدنی و...راجهت رسیدگی به اب های روان زندان ها بسیج کند.

15 ودر اخر کلا باید نباشد.

مشخصات کاندید اصلاح نا طلبان

1 کلا ظواهر نداشته باشد.واز امورات باطنی هم بی بهره باشد.

2از نظر ظاهری با مریضان عزیز معتاد هم دردی کند.

3کاپشن و مسافرت ومزه پرانی بی مورد دوست داشته باشد.

4با برق و باطری قلمی قابل شارژ هم کار کند.

5باید به تمام سوالات عالم جواب سربالا بدهد.

6در کل عالم از خودش و دوستانش محق تر و عاقل ترهرگز پیدا نکند.

7 از سیستم گوارشی خوبی بهرمند باشد.

8باید بلد باشد که بدون نفت وبا نفت و با هرقیمتی وضع ملت را گوارشی کند.

9 ریزه میزه باشدواز پیراهن سوراخ دار استفاده کند.

10 باید داخل جیبش همیشه وزیر داشته باشد .

11تمام کتاب دن کیشوت را از حفظ باشد.

12 سابقه ی کار در امور نظافت شهری داشته باشد.

13 باید اهل ورزیدن باشد.

14 کار خودش را بکند وبه ملت کشورش کاری نداشته باشد و در عین حال به همه چیز کار داشته باشد.

15 باید یادش باشد که در کل اماده باشد که باید باشد.
+ نوشته شده در  87/09/11ساعت 15  توسط هيوا فولادي | 
عرفان می گفت که یکی از دکتر های جراح (نا مذکور) سطح شهر از یکی از شهروندان که همسایه ی انهاست و راننده ی سه چرخه و تنها در یک اتاق اجاره ای زنگی میکند برای یک عمل جراحی ساده مبلغ نا چیز 2 میلیون تومان مطالبه کرده است که البته راننده ی سه چرخه ی عزیز هم همانند تمام کرد های کول نه ده ر پس از پرداخت پول و عمل جراحی موفقیت امیز از دکتر شکایت کرده است.

از ان چند روز عرفان چند روز گذشت . دکتر مذکور اجاره نشین یکی دیگر از دوست های من بود که حالا قبل از اتمام قراردادش درخواست تحویل دادن خانه و پس گرفتن ودیعه اش را کرده بود. این دوست ما هم به احترام خدمت بی شیله پیله و صادقانه ی دکتر بی کم و زیاد و بدون اوردن بهانه های صاحب خانه منشی پول ودیعه را پس داده و کلید خانه را تحویل گرفته بود . این یکی دوست ما چون کرد های همیشه معضور و غریبه خوشه ویست پس از چند روزی که از رفتن دکتر می گذشت از من خواست که با هم برویم و خانه ی تحویلی از طرف دکتر را ببینیم. رفتیم و چشمتان روز بد نبیند. چیزی که این بینوا باید تحویل می گرفت در حد خانه ی قمر خانم بود. که حداقل دو یا سه میلیونی پیاده می شد تا چیز مثل خانه ی اولیه شود.

نکته ی جالبی که من دیدم .    تصویر فرم تکمیل شده ی اطلاعات خانوار توسط دکتر . دکتر بینوا تر از من که اتفاقا خانمش هم دکتربود برای دریافت یارانه ثبت نام کرده بودند و اتفاقی کپی فرم را جا گذاشته بودند. انچه که دکتر در فرم نوشته بود منقلبم کرد دکتر بینوا به کمک همسر دکترش تنها نصف ان پولی که از صاحب سه چرخه گرفته بودند در ماه درامد داشتند.

شاید نه تنها من و شما ،شاید هر کس دیگری هم بود  و دکتر جراح هم بودیم و در یک شهر غریبه که کسی ما را نمی شناسد بیشتر از این ها هم زیر میزمان شلوغ می شد.

اما دکتر مذکور به همراه خانم دکترشان در یک مطب و اپارتمان شخصی در یکی از بهترین خیابان های تهران کار و زنگی میکنند شما نگران نباشید.(کاملا موثق)

اما داشته باشید دکترهای محروم از هر گونه زیر میزی و محلی خودمان که فارغ از هرگونه اماکانات اولیه ی زندگی همچون من و تو در شهر خودمان سالیان سال است که خدمت می کنند.

جالب است به دانید همین پزشک های همشهری برای دریافت کوچکترین خدمات دولتی باید مفاصا حساب تمام ادارات دولتی را تحویل بدهند اما پزشک های غیر همشهری عزیز که تنها که قصد پر کردن قلک های انچنانیشان قصد دیار ما را کرده اند(گاهی خدمت هم می کنند یک در هزار انها)با داشتن بیشترین بدهی اعم از مالیاتی و غیره قصد دیار صفا و زندگی را می کنند و دست کوتاه کسی هم به کش تنبان نازک این ظریفان هم نمی رسد .

ما می مانیم و همین دکتر های همشهری که هر از چند گاهی به تیر غیبت و شایعه و...می ازاریمشان و شکم های باد کرده از جامانده ی وجدان بعضی ها.

+ نوشته شده در  87/09/04ساعت 22  توسط هيوا فولادي | 
 
وبلاگ