![]() |
![]() |
|
| وبلاگ |
|
قصه ی تلخ این زمستان هم به سررسید. امسال هم تمام شد. وباز سالی دیگر و باری دیگر بهار. وباز سالی دیگر و بهاری که نیامده خوب است و سبز است و شاد. قرار است تازه بیاید و نو.و غم از دل بزداید چون بیاید اما اما چه بهار ها رفتند و قصه ی دراز غم همچنان باقی ماند. زمستان تمام شد تا باز فراموش کنیم هرچه بد است و دل ببندیم به تنها امید هر انچه که شاید روزی خوب باشد. و شاید همین تنها همین باشد رسم جاوید زندگی. زندگی در سلسله ی پوچی ها و امید ها و فرداها و بهار هایی که همه تکرار خویش و دیروزند. چه تلخ است صدای این زنجیر تکرار که مدام روح را به هیچ و هیچ را به هیچ می پیچاند. وباز همان قصه ی شیرین که بهار منتظر بی مصرف افتاد... و چه خوب است تو باور کنی که این همان بهار توست. ونه چون ما که دیر زمانی است به یقین رسیده ایم این همان بهار ما نیست باز. اما باز به رسم ادب: خوشا هر باغ را بارانی از سبز خوشا هر دشت را دامانی از سبز برای هر دریچه سهمی از نور لب هر پنجره گلدانی از سبز
از صمیم قلب ارزوی بهروزی و سعادت برای شما و نزدیکانتان را دارم. این سال نو از شما مبارک باد دوستدار شما هیوا |
|
+ نوشته شده در
86/12/28ساعت 23 توسط هيوا فولادي |
|
|
به روز های اخر سال نزدیک می شویم و کم کم همانند سال های قبل اگر اتفاق به خصوصی رخ ندهد سال جدید فرا می رسد . در ایام خطیر انتخاب نماینده ی اصلح ترین از میان اصلح تر ها که قبلا انتخاب شده اند به سر می بریم .جای نگرانی نیست .خودش انتخاب می شود. چند روز پیش روز جهانی حمایت از زن بود.چون در تمام این بلاد همه چیز مورد حمایت است .حتی زن. پس این روز هم به خوبی و خوشی برگزار شد. مربی تیم ملی هم انتخاب شد. دیگر نگران جام های جهانی نیستیم.احتمالا تا سال 2220 علی دایی مربی تیم ملی می باشد.دیگر غم نداشتن سر مربی را هم نداریم. سرما تمام شد.امروز 21 اسفند است در یکی از شعب بانک ملی سقز کولر روشن بود .حالا گاز هم که داریم . اب هم .برق نیز. و هوا . خدایا شکرت. عیدی مان را هم دادند. هرچند امسال به حقوق مان اضافه نشد اما قرار است از سر مهرورزی که سایه ی ان مستدام باددر سال 87، بیست و پنج هزار تمان هم به حقوق مان اضافه شود. خیلی خوشحالیم. شما جای من بودید با این همه خوشی دل و دماغ نوشتن داشتید؟ اخر خدایا ما تا به کی به امت و ملت گیر الکی بدهبم؟ چرا این مسئولان فکری به حال جوانان بی درد نمی کنند؟ مگر نه ان که شاعر فرموده است : درد بی دردی علاجش اتش است؟ اگر ما کمی غم داشتیم که مجبور نبودیم هرروز سر و دل عمو محمودمان بگیریم. اخه این خیلی بدهههههههه. خدای ناکرده اگر هم مشکلی باشد تقصیر خودمان است ولاغیر.مثلا دیروز یکی می گفت اگر مشکلی نیست چرا خانم ها برای مجلس کاندید نشده اند؟ .خب این چه ربطی به فضای ازاد و ازادی و اجازه ی مشارکت خانم ها دارد. وقتی در دو شهر سقز و بانه حتی یک خانم کاندید برای مجلس نداریم . دلیل ان چیست؟ 1_خانم ها تنها به یک نوع نامزدی علاقه دارند و ان هم نامزدی برای ازدواج است. 2_ خانمها دو برابر اقایان وارد دانشگاه می شوند اما نصف انها بیرون میایند پس امکان دارد مشکل شرط مدرک تحصیلی داشته باشند. 3_ زمان و اجازه ی سخنرانی و نطق پیش از دستور مجلس خیلی کم است و کفاف زبان گیرای خانم ها را نمی کند. و خیلی دلیل های دیگر مشکل از خود ماست است دیگر چه ربطی به دوغ دارد. ادم وقتی درد نداشته باشد غم نداشته باشد عقده ای می شود به جان خودم.ازبس همه بی دردند" گیرگیرو" شده اند و بی خودی به همه چیز گیر می دهند و به همین دلیل است که ما مدتی است که دچار وجدان درد شده ایم . نمونه ی گیر های بد دادن همین جامعه ی جهانی بی همه چیز است که چون به عادت زشت گیر دادن مبتلا شده اند چشم دیدن تنها نیروگاه ما را ندارند. نمونه ی دیگر همین وبلاگ نویسان خودمان . اگر گیر دادن را از انها بگیری دیگر نمی توانند حتی اسم خودشان را هم بنویسند. نمونه ی دیگر همین رد صلاحیت شده های انتخابات اخیر،بی دلیل گیر دادند به زمین و زمان که چرا ما تایید نشدیم در صورتی که اگر خودشان مشکل نداشتند و بی درد نبودند می رفتند خودشان را اصلاح می کردند. بیو گرافی کاندیداهای تایید شده را بخوانید . همگی از کودکی در شرایط زیر خط مرگ زندگی کرده اند. خلاصه هدف از این نوشتار این بود که عرض کنیم ما داریم در استانه ی سال نو چشم هایمان را می شوریم و دلمان را می سابیم و از تمام کسانی که تا بحال بانی تمام تیره روزی های ما بوده اند و ما از سر نادانی به انها گیر داده ایم طلب مغفرت کنیم. ما این رویه ی مردانه را به کسی پیشنهاد نمیکنیم چون تنها ما مرد کهن هستیم ولا غیر. لازم به ذکر است اسامی کسانی را که بنده و یا کسی از دوستان این حقیر را که به انها گیر های بی مورد داده ایم ذکر کنیم تا بدینوسیله رسما ندامت و پشیمانی خود را اعلام نماییم و اعلام کنیم که تمام مشکلات دنیا تقصیر خودمان می باشد و دلیل ان هم بی دلیل است که در نوع خودش بی بدیل است(به به) اسامی کسانی که باید ما را ببخشند: 1_کشوربان عزیز،عمو محمود محبوب،امیدوارم باز هم به شهر ما بیایید و شخصا تا ارتفاع 6 متری بالا بپرم برایتان. 2_عزیزان شهردار فقید سابق و شهردار فهیم معاصر،قول می دهیم اشغال در خیابان هم نریزیم ،حتی 3_گرامیان تمام 14 تن اعضای غیور و با درایت شورای شهر سابق و جدید(برخی 2 بار تکرار شدند. خوشبختانه)قول می دهیم بار دیگر تنها به شما رای بدهیم و تمام مخارج سریش تان را در انتخابات اینده تامین کنیم. 4_جناب دکتر نیلوفری،صندلی های حال حاضر شانیوز را نیز برایتان شخصا کش می روم. 5_اقای دزد نمایی که شبانه به شانیوز حمله کرد،فقط می توانم بگویم شرمنده 6_کوره کان 7_تمام خانم ها و فمنیسم های عزیز ،قول می دهیم جهت کمک به حال برخی در صورت اجازه ی همسر گرامی تا حد امکان زوجه اختیار کنیم و تبلیغش را هم بکنیم. 8_عزیزانمان در دانشگاه ازاد و پیام نور،در صورت توان یک ماه حقوق خود را تمام و کمال به حسابتان واریز می کنیم. 9_اهالی فخیم و جوانان غیور شار نیوز،قول می دهیم تا ابد بیرونتان نکنیم و کماکان از شما اجاره دریافت نکنیم. 10_جناب اقا ی نیخال عزیز.شهروند نمونه ی شهرمان 11_ تیز پروازان و فراخ بالان اتحادیه ی تاکسیرانی ،متعهد می شویم همیشه دربست سوار شویم و در را محکم نبندیم.12_در پایان از کسانی که در انتخابات اخیر کاندید شده اند هرچند که بنده لیاقت گیر دادن به انها را نداشته و ندارم. |
|
+ نوشته شده در
86/12/22ساعت 0 توسط هيوا فولادي |
|
|
سلام نوباوگان عرصه ی سیاست شهرمان.سلام ای اینده سازان 4سال اینده ی کشورمان. عکس های زیبایتان را دیدیم. چه دلنشین هستید.کاش می شد به جای ان تخته های کج و معوج شهرداری ،عکس هایتان را بکوبید بر قاب دل ما. ما باید از میان شما خوبان تنها و فقط یک نفرتان را اتنخاب کنیم.چه سخت است و جان کاه این انتخاب.واجبار به انتخاب همیشه بی رحمانه است. کاش می توانستیم تمام شما را انتخاب کنیم.و حتی یک نفر از شما را با انتخاب دیگری نرنجانیم. کاش همه ی شما با هم به مجلس می رفتید تا ما هم در عرصه ی سیاست و قانون کشورمان دارای یک نماینده ی قوی و صاحب نظرمی شدیم. ما با تمام وجودمان می گردیم و خیلی سعی می کنیم وتلاش زیادی می کنیم تا از میان شما فرد لایق را راهی مجلس کنیم.هرچند که خیلی سخت است. به هر حال و با هر مرارت و سختی که باشد نترسید . ما یکی از شما نوباوگان عزیز را به تهران می فرستیم تا در انجا چیز های خوب خوب یاد بگیرد .ادم های مهم ببیند. حرف های گنده بشنود. ونطق های قبل از دستور انچنانی استماع کند. واز همه جالب تر در جلسات غیر علنی مجلس هم شرکت کند. ما یکی از شما را به مجلس می فرستیم تا پا بگیرد و برای خودش و اینده فرزندانش کسی بشود مهم. ما برای ان کس که انتخاب می شود وانهای که انتخاب نمی شوند با تمام وجود ارزوی سعادت و بهروزی میکنیم . |
|
+ نوشته شده در
86/12/16ساعت 9 توسط هيوا فولادي |
|
|
چون مدیر با حال سوتی در سیتی (شهرناز سابق) گلایه می کنند که مرغ گران شده است ماهم می گوییم گران شده است.
هرچند بدینوسیله اعلام میداریم اگاهی و اطلاع خویش را هر نوع گرانی مرغ تکذیب می کنیم چون خیلی وقت است خیالش را از سر بدر کرده ایم. به هرحال وظیفه ی خود دانستیم از شهرناز حمایت کنیم پس مطلب زیر را نوشتیم. همچنین خبر دار شدیم که کارگردان سریال مسخره ی حلقه ی سبز چرت و پرت زیاد گفته چون وقت کم است همراه با گرانی مرغ ایشان را نیز می کنیم محکوم. من مرغ نمی خورم پس دولت خوب است مرگ بر مرغ جنایتکار فاسق من وحدت می کنم اما هر وقت دوست داشتم ای سنی های جهان در انتخابات شرکت کنید تا متحد شویم و همه با هم به سنی ها فحش بدهیم حاتمی حاتمی حاتمی تو خائنی خاتمی
|
|
+ نوشته شده در
86/12/15ساعت 0 توسط هيوا فولادي |
|
|
وبلاگ علی رغم نامش چیز زیاد سختی نیست شما می توانید با سر زدن به سایت شارنیوز تعداد بسیار زیادی از انها را ببینید وقتی به سادگی و آسانی داشتن وبلاگ پی می برید که نویسندگان ان را از نزدیک ببینید تا پی به این واقعیت تلخ تر ببرید که برخی از این نویسندگان وبلاگ ها هم همچون خود شما هستند که از بهره ی هوشی بسیار پایین برخوردارند که ازاعتماد به نفس بالا رنج می برند.من چند تا از آنها را به شما معرفی می کنم:
پرسه در بزرگراه_(حاشیه بزرگتر از متن) این را هر بچه ای میداند که بزرگراه جای تاختن و تخته گاز رفتن است. حال نویسنده ی این وبلاگ هدفش از پرسه زدن های عصرانه در بزرگراه چیست خودش می داندو به ما ربطی ندارد.مهمترین و جذاب ترین قسمت این وبلاگ قسمت نظرات ان است.گاهی پیش می اید که نویسنده از سر کسالت و گرفتگی روزمره مطلبی اندر مذمت صدای ناهنجار همسایه اش می نویسد ولی درقسمت نظرات همین مطلب می توانید چند فصل از کتاب دیالکتیک روشنگری یااخرین بیانیه ی حزب کارگران بدون بیل ویا فراز های از مانیفست مارکسیسم را خواند.البته هستند کسانی که به نحو احسن عقده ها و ترس هاو چاله چوله های روحیشان را به معرض دید عموم می گذارند. پرسه در شهر(خشن ولی رمانتیک) نویسنده این وبلاگ که ظاهرا"سردبیر شارنیوز هم می باشد سعی دارد تا انجا که می تواند اوج خشونت و عصبانیت خویش را از وضع موجود (هرچه که باشد) به نمایش بگذارد.ومطالبی را که نمی تواند در شار نیوز بنویسد در وبلاگش مرقوم فرماید.ایشان که رعایت حال راننده ی سازمان نخود و نمایش را هم میکنند. بعضا" عصبانی هم می شوند اما هرچه از خودش خشونت به خرج می دهد منجر می شود به یک شعر از شاملو و یاگاها (هرچند نادر)فحش رکیک وناموسی "ای نا اصلاح طلب"(هرچند برای همین میزان خشونت هم تا توانسته ،خورده) این وبلاگ یکی از معدود وبلاگ های معرفی شده در شارنیوز است که صادقانه می نویسد.شعار نمی دهد و همه ی مطالبش از اعتقاد و حس مسئولیت نازک نویسنده اش سرچشمه میگیرد.و دعای معروفش : "خدایا به سلامت دارش"می باشد. دور دست ترین جای جهان(دور ولی نزدیک) نویسنده ی این وبلاگ همچنان که از نام وبلاگش بر می اید در نقطه ای دور از قبایل کرج و در کلبه ی پدر زنش زندگی میکند.اما شما پس از خواندن مطالبش حس می کنید که در "پنا" گوش شما زندگی می کند.گاهی به چنان چیز های گیر می دهد که ممکن است شما در بطن حادثه بوده باشید ولی هرگز ان را ندیده باشید. نویسنده ی این وبلاگ از حس شاعرانه ی لطیفی هم رنج می برد که گاها در وبلاگش نمود پیدا میکند . این شعر از نویسنده ی این وبلاگ است : اینجا چتر است باران شو تا افتابگردان کنیم همه ی ابر ها را. سوتی در شهر(آی جونم ،تو عزیز دلمی ،شکلاتی) با کلاس ترین و خوش تیپ ترین عضو وبلاگ نویسان شانیوز.به هرچه گیر بدهد حق دارد .هرچه بنویسد حق است ولاغیر.با حال، طنازو "خوش مشرف"یکی از خاندان وسلاله ی پاک شریفی ها که از قضا شریفی نیست.به وبلاگش سر بزنید و برایش نظرات خوب خوب بنویسید .اگه بد باشه دلش میشکنه هاااا. به ندری هه نار و ارامش(به ندری هه نار و ارامش) نویسنده ی عزیز این وبلاگ در فرامرز ها عیش ونوش میکنند اما کما کان درون محلی حال می دهند.شما اگر توانستید .میتوانید از مطالب و شعر های ایشان لذت ببرید.ما که نتوانستیم مطالب ایشان را بخوانیم .مشاور علمی ایشان نویسنده ی وبلاگ"همین نزدیکی" می باشد که به دلایل امنیتی وبلاگش را معرفی نمی کنیم. شعر زیر را از وبلاگ ایشان عینا" نقل می کنیم: ئاگاد٫٫×۶۶+اری !٬٬٬¤×~~~V تهوق(*،VN .....هیێ +٪گو+**،(،ڵ له گ٫٫¤¤¤<و><>ئ!!همارۆی)( مهشق۵۴۶،۵۳أَِّةإٌٍسؤٍیإأًأآًُآة»ًّیVًهڵانێكی دڕدایه خوب تا این جای کار با تعدادی از وبلاگ ها و نویسندگان انها اشنا شدید . این جانب در قسمت بعدی به معرفی سایر وبلاگ ها خواهم پرداخت. اما از همین جا از نقد شدگان عزیز درخواست دارم که رعایت این دلشده ی خطا کار بفرمایند و از سر تقصیرات این دوست نا خلف بگذرند از همه ی ادیبان رعایت اصول بازی جوانمردانه را خواستارم . با سپاس نوکه رتانم |
|
+ نوشته شده در
86/12/12ساعت 23 توسط هيوا فولادي |
|
|
شخص اقای خاتمی و سرکار خانم معتمد اریا هم در حس و حالی غریب به سر می برند. به نظر شما اقای خاتمی کدام غزل حافظ را می خوانند که خانم معتمد اریا چنان از خود بیخود گردیده اند. |
|
+ نوشته شده در
86/12/05ساعت 17 توسط هيوا فولادي |
|
|
1_بند کفش هایش را می بندد؟ 2_دزدکی سیگار میکشد؟ 3_اشتباه روی نیمکت نشسته است؟ 4_کاری نمیکند .گوش هایش سنگین است؟ 5_از ترس زنش پنهان شده است؟ 6_چی؟ جدا که بی تربیت هستین. |
|
+ نوشته شده در
86/12/05ساعت 16 توسط هيوا فولادي |
|
|
دل مه گوره لیوم گه زه با له جه خت ی لیوه کانتا بتویمه وه و قه تره ،قه تره هیدی ُ هیدی برژیمه سه ر مه مکه کانت |
|
+ نوشته شده در
86/12/04ساعت 17 توسط هيوا فولادي |
|
|
(قصد داریم هر از چند گاهی به بررسی شاهکار های عمو محمود خودمان . کشوربان عزیز بپردازیم تا همگان را نسبت به ایده ها و برنامه ی این عزیز فرزانه اگاه سازیم.شما نیز با نظرات و سوژه های خود ما را یاری رسانید.) سوژه: در لایحه بودجه سال 87 پیش بینی شد: رشد ۹/۲۸درصدی اعتبارات بخش رفاه اجتماعی (منبع: هفته نامه ی برنامه_سازمان بودجه و برنامه ریزی شماره253) خوب حال با کمک هم به تحلیل کلمه به کلمه ی این خبر می نشینیم. لایحه بودجه سال 87 که معرف حضور همگان می باشد. قضیه از این قرار است که هر سال دولت ها می ایند برنامه های خویش و میزان درامد و هزینه ی کشور را پیش بینی و برنامه ریزی می کنند.مجلس در ان تغیرات لازم را لحاظ میکند و بعد به ان رای مید هد و پس ازان تازه بدبختی ملت اغاز می شود چون دولت ملزم به اجرای ان می شود.یکی از ویژگی های فراوان بارز بودجه سال 87 .مدرن بودن ان است .این بودجه به حدی مدرن است که تا مدت ها در مجلس غیر قابل بررسی بود.ازبارزترین خصوصیات این بودجه می توان به نازک بودن و قابل فهم بودن برای نابینایان و بیسودان است. خوب . تااین جای کار با بودجه سال 87 تقریبا اشنا شدید.کلمه ی مهم دیگر در این خبر کلمه ی" پیش بینی" است. این کار یکی تخصص های عمو محمود می باشد و به طرز استادانه ی در ان تبحر دارند .ایشان می توانند هر چیزی را که بخواهند تا هرجا که دلشان بخواهد و با بالاترین درصد همه چیز را در بودجه های خود پیش بینی کنند . اما تنها یک مشکل وجود دارد اینکه این پیش بینی ها معمولا درست از اب در نمی اید که البته مشکل چندان بزرگی نیست و در توجیه این مشکل همین جمله ی حکیمانه ی اقای الهام (یار غار عمو محمود)کافی است . ایشان فرموده اند "شما که نمی توانید نتیجه یک فوتبال لیگ دسنه 6 را پیش بینی کنید دیگر چرا اینقدر انتظارات عجیب و غریب از محمود جانمان دارید" کلمه ی دیگر" رشد" است . که همیشه شاهد ان هستیم . همه چیز در ایران رشد می کند. مثلا گیاهان رشد میکنند .کودکان رشد میکنند. تعداد بیکاران و معتادان و ایدزی ها رشد میکند. نرخ تورم رشد میکند .تعداد رد صلاحیت ها رشد میکند والی اخر. و همان گونه که در خبر فوق مشاهده می کنید اعتبارات بخش رفاهی هم رشد کرده است.که کاملا طبیعی است. حال ممکن است این سوال برای شما پیش بیاییدکه" رفاه اجتماعی" چگونه رشد می کند؟ ما چون می دانستیم که این سوال برای شما پیش میاید طی یک تماس با عمو محمود نحوه ی این رشد را جویا شدیم و چون ما با ایشان نسبت فامیلی داریم( بلا به دور)خیلی خوب و کامل جواب ما را دادند. ایشان در تشریح برنامه های خویش برای بخش رفاه اجتماعی به صورت کاملا خصلاصه نکات زیر را ذکر کردند: 1_یک کارخانه ی دستمال کاغذی مرغوب میسازیم که دستمال های قشنگی را را برای گریه های شبانه ی بیوه زن ها و خانمها ی سرپرست خانواده تامین کند. 2_یک سری ماشین بزرگ رو باز به اندازه ی 6 اتوبوس سفارش داده ایم که مردم راحت تر به استقبال ما بیایند و اگر شد همه ی مردم ایران را باخودمان به سفر های استانی می بریم. 3_در میان اصولگرایان مسابقه ی املا برگزار می کنیم برندگان را باخودمان به ونوزوئلا!!! می بریم. 4_تمهیداتی اتخاذ می کنیم که به بیکاران کفش های خوب بدهند تا بیشتر دنبال کار بگردند. 5_با رایزنی های خویش با یونیسف سعی داریم درامد روزانه برای تعیین خط فقر را به کمتر از ۳۰سنت کاهش دهیم تا مقدار بیشتری از هموطنان بالای خط فقر زندگی کنند. 6_کاری می کنیم بیمارستان ها از پذیرش بیمار ها خودداری کنند تا هزینه های درمان هموطنان کاهش یابد. 7_دستور می دهیم تمام گورستان های کشور را سر پوشیده بسازند تا هموطنان پس از دق کردن هم در کمال اسایش باشند. این ها مقداری از تمهیدات عمو جان بود که چون خسته بودند از گفتن مابقی مطالب صرف نظر کردند ما هم زیاد به ایشان گیر ندادیم .در عوض از عمو جان قول گرفتیم که یکی از کاپشن هایش را برای ما بفرستد. تا تحلیل بعدی و سوژه بعدی خدا نگهدار. |
|
+ نوشته شده در
86/12/02ساعت 15 توسط هيوا فولادي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشيو مطالب شهربان را ببينيد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
شارنيوز `پرسه در شهر سوتي در سيتي آرشيو مطالب شهربان |
|
RSS
|