گاهي بايد چيزي بنويسي چون موضوع مهمه
گاهي بايد چيزي بنويسي چون موضوعش خيلي جالبه
گاهي بايد چيزي بنويسي چون بايد يك ديني را ادا كني
اما
اما در اين مدت من عنوان چيزي كه اگر مدتي ننويسم شايد تا سالها چيزي به چيز ادبيات اضافه نشود هيچ كدام از اين چيزها باعث نشد چيزي بنويسم چون راستش را بخواهید كلا خيلي چيزم.
اما الان كه فكرش را مي كنم مي توانم تيتر ان چيزهايي را كه مي خواستم بنويسم ،بنويسم! بهتر است . شايد شما خودتان چيزي درباره ي انها بنويسيد.
1- درباره ي استاد شجريان مي خواستم مطلبي بنويسم وان موضع گيري شان اما هرچه فكر كردم نتوانستم جيزي بنويسم كه به خيلي از اهالي فاخر و قدر هنر مندان ديار مان برنخورد كه گاهي به خاطر باد سر وشكمشان تمام ابا و اجداد يكديگر را به صليب ناسزا و تمسخر مي گيرند و اين تنها موضعشان در قبال تمام مسائل هنري و غير هنري و دغدغه هاي روز هم وطنانشان است.
2 - درباره ي محمود اينا كه اصلا نمي خواستم چيزي بنويسم . به هيج عنوان . باور كن.دارم سعي مي كنم بددهني نكنم وديگر به كسي ناسزا نگويم .
3- اما شارنيوز. از بس سردبير و عائله ي محترمه شان هر شش ماه چند بار واسه هم ديگر تولد مي گيرند تا چند صباحي هيج علاقه اي به بحث تولد و سالگرد و جشن واينا ندارم. ترسيدم چيزي بنويسم بيان بگن پس كادوش كو؟
4- با اين كلمات شايد در چندروز اينده صدها مطلب نوشته شود ومن ننوشتم نه به اين دليل كه بحث خيلي چيز است بلكه به اين دليل به جوانان عزيز فرصت نوشتن درباره ي مطلب داغي را بدهم بلكه انها هم چيز شوند. كلمات داغ : محرمانه ، شهر ، نامه ، داري ، پناهگاه ، ادارات شهر،پدافند، نوشته ، بسازند،غيرعامل ، ميخواهند، نقطه
5- يكي هست معاون يك جايي. اين روزها بد جوري داره واسه بالايي ها هيلكه مي كنه و براي مردم ريقنه . به جان خودم از تمام موضوعات عالم بگذرم ازون نمي گذرم روزي براتون مي نويسم . بد جوري داره رو چيزم راه مي ره .لنگان نامه اش را خواهيد خواند روزي.
6- از خودم . بله خودم .خيلي دلم مي خواد بيشتر از خودم بنويسم . اما مي ترسم حالتون چيزشه. يه جمله ي معروف هست كه ميگه : وقتي كسي درباره ي خودش چيزي نوشت يا خيلي چيز است يا هنوز چيزيش نشده.
7- چيزكتونم.
*چیزنوشت
این "چیز" ها هیچ ربطی به ان "چیز"های اقای "م.م "ندارد و همگی ساخته ی ذهن خلاق نگارنده می باشند.